السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

332

تفسير الميزان ( فارسي )

ارباب حوائج گوش دهد . و مراد اين است مصلحت ملك مانع است از اينكه شاه اينقدر افتادگى كند . نه اينكه گوش دادن به حرف اشخاص از قدرت او خارج است ، و نيز گفته مىشود : مرد توانگر استطاعت ندارد كه به هر سائلى پول بدهد ، و مراد اين است كه مصلحت حفظ مال مانع است از بذل و بخشش او ، نه اينكه برايش مقدور نيست ، و نيز گفته مىشود : ممكن نيست دانشمندان آنچه را كه مىدانند انتشار دهند ، و مراد اين است كه مصلحت دين و مصلحت مردم و نظامى كه در ميانشان دائر است اجازه نمىدهد كه چنين كنند ، خود ما هم به يكديگر مىگوييم : آيا استطاعت دارى با من بيايى ؟ ، اين گونه پرسشها سؤال از اصل استطاعت و توانايى نيست ، بلكه از استطاعت بر حسب مصلحت و حكمت است . اين بود بهترين وجهى كه در باره سؤال حواريون گفته شده است ، البته وجوه ديگر هم گفته شده است ، از آن جمله يكى اين است كه اين سؤال براى خاطر بدست آوردن اطمينان از راه ايمان به رأى العين است ، نه براى خاطر رفع شك در قدرت خداى سبحان ، نظير تقاضايى است كه ابراهيم ( ع ) از خداى خود نمود ، و قرآن آن را حكايت مىكند كه گفت : « رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أوَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي » « 1 » ، و اين توجيه صحيح نيست ، زيرا شاهدى بر آن نيست ، و اگر سؤال ابراهيم را به همين وجه توجيه مىكنيم و مىگوييم براى اطمينان و بدست آوردن ايمان از راه مشاهده بود دليلش اين است كه ابراهيم داراى مقام عصمت است و اين خود دليل منفصل و شاهد بزرگى براى اين حمل است . و اما حواريون ، چون ثابت نشده كه آنها هم داراى مقام عصمتاند ، از اين رو مجبور نيستيم كلامشان را به وضعى كه خالى از ركاكت باشد توجيه كنيم . بلكه دليل بر خلاف داريم ، و آن اين است كه تعبير حواريون نظير تعبير ابراهيم ( ع ) نيست ، زيرا حواريون نگفتند : « نريد ان ناكل منها فتطمئن قلوبنا - مىخواهيم از آن بخوريم تا در نتيجه ايمانمان كامل و دلهايمان مطمئن شود » كما اينكه ابراهيم همين طور گفت : « بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي - ايمان دارم و ليكن براى اين تقاضا كردم كه دلم مطمئن شود » ، و اما حواريين گفتند : « * ( وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنا ) * - مىخواهيم از آن بخوريم و دلهايمان مطمئن شود » خوردن را يكى از

--> ( 1 ) پروردگارا نشانم ده چطور مردگان را زنده مىكنى ، گفت مگر هنوز ايمان نياوردى ، گفت چرا و ليكن مىخواهم دلم مطمئن شود . سوره بقره آيه 260 .